آخرین اخبار
استان تهران

برق خط مقدم خاموش جنگ های مدرن

در جنگ‌های جدید، نخستین گلوله همیشه به سوی سنگرهای نظامی شلیک نمی‌شود. گاهی هدف، نیروگاهی است که بیمارستان را روشن نگه می‌دارد؛ پستی است که آب شهر را پمپاژ می‌کند؛ پالایشگاهی است که سوخت حمل‌ونقل را تأمین می‌کند؛ یا شبکه‌ای است که ارتباطات، بانک‌ها، صنایع و زندگی روزمره میلیون‌ها انسان به آن وابسته است.
برق خط مقدم خاموش جنگ های مدرن
از تهدید خاموشی تهران تا هشدار خاموشی خاورمیانه
در جنگ‌های جدید، نخستین گلوله همیشه به سوی سنگرهای نظامی شلیک نمی‌شود. گاهی هدف، نیروگاهی است که بیمارستان را روشن نگه می‌دارد؛ پستی است که آب شهر را پمپاژ می‌کند؛ پالایشگاهی است که سوخت حمل‌ونقل را تأمین می‌کند؛ یا شبکه‌ای است که ارتباطات، بانک‌ها، صنایع و زندگی روزمره میلیون‌ها انسان به آن وابسته است.
جنگی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، به‌تدریج از نبرد بر سر اهداف نظامی و هسته‌ای فراتر رفت و زیرساخت‌های انرژی، شبکه برق، تأسیسات آب، مسیرهای انتقال نفت و گاز و تنگه هرمز را نیز وارد میدان تهدید و اقدام متقابل کرد.
آنچه امروز در برابر ما قرار دارد، فقط احتمال خاموشی یک شهر یا آسیب به یک نیروگاه نیست؛ بلکه خطر شکل‌گیری الگویی است که در آن، زندگی غیرنظامیان به اهرم فشار برای تحمیل اراده سیاسی و نظامی تبدیل می‌شود.
آغاز عبور از خطوط قرمز زیرساختی
در هفته‌های نخست جنگ، همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل و بسته‌شدن مؤثر تنگه هرمز، زیرساخت‌های نفت و گاز منطقه نیز در معرض حمله قرار گرفتند. رویترز در ۲۱ مارس گزارش داد که حملات در منطقه به میدان‌های گازی، پالایشگاه‌ها و پایانه‌های نفتی آسیب زده و اختلال در هرمز، مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را متوقف کرده است.
اما نقطه عطف اصلی در ۲۱ و ۲۲ مارس، برابر با روزهای آغازین فروردین ۱۴۰۵، رخ داد. رئیس‌جمهور آمریکا به ایران ۴۸ ساعت مهلت داد تنگه هرمز را باز کند و تهدید کرد نیروگاه‌های ایران را، از بزرگ‌ترین آنها آغاز کرده و «منهدم» خواهد کرد.
پاسخ ایران نیز به همان اندازه گسترده و نگران‌کننده بود. سخنگوی نظامی ایران اعلام کرد اگر زیرساخت‌های سوخت و انرژی ایران هدف قرار گیرد، زیرساخت‌های انرژی، فناوری اطلاعات و آب‌شیرین‌کن‌های متعلق به آمریکا و اسرائیل در منطقه هدف قرار خواهند گرفت. رویترز این هشدار را تهدید به حمله به سامانه‌های انرژی و آب کشورهای حاشیه خلیج فارس توصیف کرد.
همزمان، فرماندهی نظامی ایران هشدار داد در صورت عملی‌شدن حملات آمریکا به نیروگاه‌های ایران، تنگه هرمز «به‌طور کامل» بسته خواهد شد و تا بازسازی نیروگاه‌های آسیب‌دیده بازگشایی نمی‌شود.
از این نقطه به بعد، انرژی دیگر فقط یکی از آثار جانبی جنگ نبود؛ خود به یکی از میدان‌های اصلی بازدارندگی متقابل تبدیل شد.
چرا تهدید زیرساخت‌های خلیج فارس صرفاً تهدید برق نیست؟
در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، برق با آب پیوندی حیاتی دارد. بخش عمده آب شرب بحرین، قطر و امارات و سهم قابل‌توجهی از آب عربستان از آب‌شیرین‌کن‌هایی تأمین می‌شود که بدون برق قادر به فعالیت نیستند. به همین دلیل، حمله به شبکه برق یا تأسیسات انرژی این کشورها می‌تواند به‌سرعت از بحران انرژی به بحران آب، سلامت و زیست شهری تبدیل شود.
تهدید متقابل ایران دقیقاً بر همین نقطه آسیب‌پذیر دست گذاشت. در این منطق، حمله به نیروگاه ایران می‌تواند با حمله به نیروگاه، پالایشگاه، پایانه نفتی یا تأسیسات آب‌شیرین‌کن کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی پاسخ داده شود.
این، همان معنای عملی عبارت «خاموشی خاورمیانه» است؛ نه لزوماً خاموش‌شدن همزمان تمام منطقه، بلکه ایجاد زنجیره‌ای از اختلالات انرژی و آب که آثار آن از یک کشور عبور کرده و به اقتصاد و زندگی روزمره سراسر منطقه سرایت کند.
از برق تا نفت، پل و زیرساخت شهری
تهدید آمریکا به نیروگاه‌های ایران یک موضع لحظه‌ای نبود. در ۲ آوریل، رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق، نیروگاه‌های برق و زیرساخت‌های نفتی ایران هدف قرار خواهند گرفت و مدعی شد ایران را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند.
در ۶ آوریل، او دایره تهدید را از نیروگاه‌ها به پل‌ها گسترش داد و گفت اگر ایران تسلیم نشود، «نه پلی خواهد داشت و نه نیروگاهی». او در همان اظهارات از تمایل خود برای تصرف نفت ایران نیز سخن گفت.
در ۲۰ آوریل نیز تهدید انهدام همه نیروگاه‌ها و پل‌های ایران، در صورت نپذیرفتن شروط پیشنهادی آمریکا، بار دیگر تکرار شد.
این تکرار نشان می‌دهد که تهدید علیه زیرساخت‌های برق و حمل‌ونقل، صرفاً واکنشی آنی به یک حادثه نبوده، بلکه به بخشی از ابزار فشار آمریکا در مذاکرات و میدان جنگ تبدیل شده است.
ایران نیز در همین دوره تأکید کرد حمله به نیروگاه‌ها با حملات متقابل علیه زیرساخت‌های انرژی کشورهای هم‌پیمان آمریکا در خلیج فارس پاسخ داده خواهد شد. یک مشاور ارشد رهبری نیز در آوریل همین هشدار متقابل را تکرار کرد.
بازگشت تهدیدها پس از فروپاشی آتش‌بس
پس از دوره‌هایی از توقف یا کاهش درگیری، تهدید علیه زیرساخت‌ها در تیر ۱۴۰۵ دوباره تشدید شد.
در ۱۴ ژوئیه، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد اگر ایران وارد مذاکره نشود، حملات آینده شامل نیروگاه‌ها و پل‌ها خواهد شد و گفت همه نیروگاه‌ها و پل‌های ایران را از کار خواهد انداخت.
یک هفته بعد، او تهدید را به الگوی پاسخ متقابل عددی تبدیل کرد: در برابر هر حمله ایران به یک کشتی در تنگه هرمز، یک پل یا نیروگاه ایران، حتی در نزدیکی تهران، هدف قرار خواهد گرفت. این تهدید در گزارش‌های سی‌بی‌اس منعکس شد.
در روزهای پایانی ژوئیه، بحث از تهدید عمومی نیز فراتر رفت. سی‌بی‌اس گزارش داد در سطوح بالای دولت آمریکا درباره قطع برق سراسر تهران گفت‌وگو شده است، هرچند تا زمان انتشار گزارش تصمیم نهایی اتخاذ نشده بود. همان گزارش از آمادگی آمریکا و اسرائیل برای حملات احتمالی به اهداف مرتبط با انرژی ایران خبر داد.
بنابراین، خبر مربوط به برنامه‌ریزی برای خاموشی تهران را نمی‌توان صرفاً شایعه دانست؛ اما باید با دقت گفت که گزارش از بحث و برنامه‌ریزی در سطح بالا سخن می‌گوید، نه تصمیم قطعی و اجراشده.
پاسخ ایران؛ گسترش میدان بازدارندگی انرژی
در واکنش به موج تازه تهدیدها، ایران بار دیگر هشدار داد اگر حملات جدید آمریکا زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار دهد، میدان‌های انرژی دیگر کشورها در منطقه نیز از پاسخ مصون نخواهند بود. رویترز در اول اوت گزارش داد که این تهدیدها همزمان با نگرانی شدید عربستان و دیگر کشورهای منطقه از گسترش حملات به تأسیسات نفت، گاز و آب مطرح شده است.
در همین مقطع، تهدیدهای انصارالله علیه باب‌المندب نیز به خطر اختلال همزمان در دو گلوگاه انرژی، یعنی هرمز و باب‌المندب، افزود. رویترز گزارش داد که محدودیت عبور از هرمز و تهدید مسیر دریای سرخ، صادرات نفت منطقه را به کمتر از نصف سطح پیش از جنگ رسانده بود.
به این ترتیب، مفهوم «خاموشی خاورمیانه» فقط به حمله مستقیم به نیروگاه‌ها محدود نمی‌شود. انسداد مسیرهای انتقال نفت و گاز، حمله به نفتکش‌ها، آسیب به پایانه‌ها و پالایشگاه‌ها و ناامن‌کردن هرمز، باب‌المندب یا کانال سوئز نیز می‌تواند به کمبود سوخت نیروگاه‌ها، جهش قیمت انرژی و بحران زنجیره تأمین منجر شود.
بازدارندگی یا ورود به جنگ علیه غیرنظامیان؟
از منظر نظامی، تهدید زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند بخشی از بازدارندگی باشد؛ یعنی طرف مقابل بداند حمله به انرژی ایران، هزینه‌ای محدود و قابل‌کنترل نخواهد داشت.
اما از منظر انسانی و حقوقی، فاصله میان «بازدارندگی» و «مجازات جمعی» بسیار باریک است.
قطع کامل برق تهران، شهری با میلیون‌ها غیرنظامی، فقط خاموش‌کردن چراغ خانه‌ها نیست. چنین اقدامی می‌تواند بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، تأمین آب، حمل‌ونقل، ارتباطات، سامانه‌های بانکی، زنجیره سرد دارو و غذا و امنیت شهری را مختل کند.
در سوی مقابل، حمله به شبکه برق و آب‌شیرین‌کن‌های کشورهای خلیج فارس نیز جمعیت‌های بزرگی را با خطر کمبود آب و اختلال در خدمات حیاتی مواجه می‌کند.
مقام‌های اتحادیه اروپا و پاپ لئو چهاردهم در واکنش به تهدیدهای آمریکا، هدف قراردادن زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی را غیرقانونی و غیرقابل‌قبول توصیف کردند. نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز تهدید به حمله به نیروگاه‌ها و پل‌ها را نشانه قصد ارتکاب جنایت جنگی خواند.
اصل حقوقی روشن است: نظامی‌بودن هدف باید احراز شود و اصول تفکیک، تناسب و احتیاط رعایت گردد. نیروگاهی که به‌طور عمده برق مردم، بیمارستان‌ها و شبکه آب را تأمین می‌کند، صرفاً با این استدلال که بخشی از برق آن در اختیار نهادهای نظامی است، خودبه‌خود به هدفی بی‌قیدوشرط تبدیل نمی‌شود.
درس اصلی برای ایران؛ بازدارندگی بدون تاب‌آوری کافی نیست
پاسخ درست به تهدید خاموشی تهران، صرفاً تهدید متقابل به خاموشی منطقه نیست.
بازدارندگی لازم است؛ اما کشوری که شبکه برق آن در برابر حمله فیزیکی، سایبری و اختلال سوخت مقاوم نباشد، نمی‌تواند امنیت انرژی خود را فقط بر هراس طرف مقابل بنا کند.
شرایط جنگ رمضان نشان داده است که ایران باید به‌طور فوری چند محور را در اولویت قرار دهد:
 توزیع و پراکندگی ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به گره‌های بزرگ و آسیب‌پذیر؛
 ایجاد مراکز کنترل جایگزین و پشتیبان برای شبکه برق؛
 تقویت حفاظت فیزیکی و پدافند هوایی نیروگاه‌ها، پست‌ها و خطوط حیاتی؛
 توسعه ریزشبکه‌ها و تولید پراکنده برای بیمارستان‌ها، آب، ارتباطات و مراکز حیاتی؛
 ذخیره سوخت، تجهیزات کلیدی و ترانسفورماتورهای راهبردی؛
 تمرین بازیابی شبکه پس از خاموشی گسترده؛
 تقویت امنیت سایبری سامانه‌های کنترل صنعتی؛
 و طراحی سازوکار تداوم خدمت برای تهران و کلان‌شهرها در سناریوی حمله همزمان.
شبکه‌ای که فقط در روز عادی پایدار باشد، شبکه امن نیست. امنیت واقعی آن است که شبکه پس از ضربه نیز بتواند خدمت حیاتی را حفظ یا در کوتاه‌ترین زمان بازیابی کند.
جمع‌بندی؛ برق به خط مقدم جنگ تبدیل شده است
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز، تهدیدها مسیر روشنی را پیموده‌اند:
ابتدا تأسیسات نفت و گاز و تنگه هرمز وارد جنگ شدند؛ سپس نیروگاه‌های ایران به‌طور علنی تهدید شدند؛ ایران در پاسخ، زیرساخت‌های انرژی، آب و فناوری کشورهای هم‌پیمان آمریکا را در دایره مقابله قرار داد؛ تهدید آمریکا به پل‌ها، پالایشگاه‌ها و همه نیروگاه‌ها گسترش یافت؛ و سرانجام بحث قطع برق کامل تهران در سطوح بالای دولت آمریکا مطرح شد.
این روند نشان می‌دهد زیرساخت انرژی از حاشیه جنگ به قلب آن منتقل شده است.
تهدید خاموشی تهران و هشدار خاموشی خاورمیانه، دو روی یک واقعیت‌اند: هر طرف می‌کوشد آسیب‌پذیری حیاتی طرف مقابل را به ابزار بازدارندگی و اجبار تبدیل کند.
اما خطر آنجاست که در این بازی، نخستین قربانی نه فرماندهان و سیاستمداران، بلکه مردم عادی باشند.
ایران باید هم توان پاسخ متقابل خود را حفظ کند و هم شبکه برق، آب، سوخت و ارتباطات خود را چنان مقاوم سازد که دشمن نتواند با خاموش‌کردن شهرها، اراده ملت را هدف قرار دهد.
امنیت انرژی در جنگ، فقط توان تولید برق نیست؛ توان ادامه زندگی پس از حمله است.